تبليغاتX
مخ‌مشنگ

آخه خاک تو گور این مملکت کنن. وزارت علوم، تحقیقات و فن‌آوریش که باید محفل نخبگان باشه، یه همچین خبطی می‌کنه آخه؟ حالا وزارت کشاورزی یه چیزی. وزارت کشور (دکتر و می‌گم‌ها) یه چیزی. تو که PHD واقعی داری چرا؟
شیمی عالی؟ مگه شیمی بد یا ضعیف هم داریم؟ شیمی عالی؟ باید این مدرکتو بیاری ببینیم از آکسفورد نبوده باشه.
http://www.msrt.ir/txtlstvw.aspx?LstID=74443ae8-2ed5-422f-86b9-6d2af111942d
بامزه‌اش اینجاست که تو تیتر دوم درست نوشتن.
البته اگه الان که می‌خونی این پست رو تصحیح یا معدومش کرده‌باشن تقصیر از من نیست.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 17:1  توسط مخ مشنگ | 
    

یه‌کفتر اومده پشت پنجره‌ی خونه‌م لونه کرده. دوتا هم تخم گذاشته‌بود. یکی‌شون از تخم درومده و اونیکی ظاهراً دیگه قرار نیست ازش خبری بشه. می‌گن خوش یُمنه. من هم دیگه پنجره‌رو باز نمی‌کنم که نترسه در نره. هر وقت نیست یه‌چیزی می‌ریزم واسش. امروز خیلی دلم گرفته. رفتم نگاه‌ش کردم. داشت به‌بچه‌اش غذا می‌داد. نمی‌دونی چقدر دلم می‌خواد کفتر باشم. خسته‌شدم. خیلی...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 16:55  توسط مخ مشنگ | 
دیشب داشتم تلوزیون نیگا می‌کردم که آخرین خظبه‌ی طالقانی رو نشون می‌داد.
حیف! واقعاً حیف!

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 14:8  توسط مخ مشنگ | 

من جدیداً از این شغلا احساس تنفر می‌کنم. البته نمی‌خوام به دوستانی که این خصوصیات رو ندارن توهین بشه. این مواردی که می‌گم کلیت داره نه عمومیت.
دکترا به‌ویژه از نوع مونث بس که بی‌سوادن و فیس و افاده دارن. (امضا می‌کنن باید بنویسن دکتر زهره سادات م.) اَه اَه




کارمندای بانک: بس که خنگن و اولین اصل کسب و کار یعنی مشتری مداری رو نمی‌فهمن.


راننده‌های تاکسی: بس که بی‌ادب و پررو و بی‌نزاکت و دزدن


 
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 16:12  توسط مخ مشنگ | 

یه‌چیزی می‌گم خواهش می‌کنم مسخره نکنین. بعد از این سی‌سالی که از خدا عمر گرفتیم، بالاخره دیروز ترس رو گذاشتیم کنار و سوار طیاره شدیم. از ولایت داشتم برمی‌گشتم. اولش یه‌کم ترسیده‌بودم. بعد دیگه کلی خوشم اومد. مخصوصاً وقتی از بالای دریا رد شدیم. خیلی خوب بود. بهترین قسمتش اونجایی بود که دو ساعت بعد از اینکه از خونه راه افتادم خونه تو تهران بودم.

طیاره خوبه!

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 16:18  توسط مخ مشنگ |