![]() |
![]() |
|
![]() یاد پارک حسرت افتادم. ما ملت بهاش میگفتیم «پارک حسر ِیت» با تلفظ «Has.reit». شش سال از عمر من تو این پارک و در این نما طی شده. این صحنهایه که من همیشه نگاه میکردم و پک به سیگارم میزدم. یادش بهخیر. لامذهب انگار عکس رو از توی اتاق ما گرفتنش. سمت چپ تصویر و روبرو خوابگاه دختراست. البته سمت چپ خوابگاه پسرا بود (بلوک 7) ولی چون تعداد دخترا بیشتر شد از ما گرفتنش دادن به دخترا. این عکس مال بعد از سال 1381ه. کسی که پشت دوربینه تو بلوک 5ه. من هم بلوک 7 بودم هم 5 و هم 3. ولی بهترین خاطراتم مال همین بلوک 5 و این پنجرهاست. دلم هوس سیگار کرده بدجور. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 16:24 توسط مخ مشنگ |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1388 دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 آذر 1386 |
|
RSS
|