![]() |
![]() |
|
|
دقت
کردین که چقدر برنامهسازی صداوسیما تو این چند مدت افتضاح شده. چند وقت پیش بهطور
اتفاقی من تلوزیونم رو روشن کردم. میانپرده در مورد فاطمه داشت. ظاهراً شهادت
بود. انگار اینطوری بوده که بعد از پیغمبر، فاطمه از بلال میخواسته که اذان بگه
تا یاد پدرش بیفته. سرتونو درد نیارم. بلال رفت بالا اذان بگه. اذانش دوتا الله
اکبر بیشتر نداشت.
حالا
چرا یاد این افتادم؟ دیشب باز بیخوابی به کلهی ما هجوم آوردهبود. تلوزیون رو
روشن کردم. یه سریال مذهبی داره به نام «طفلان مسلم». یه یارویی بهنام بُکِیر هم
توش هست. با یه یارویی داشت در مورد غلام طرف حرف میزد.
-
اگر یکبار دیگر غلامت را درحال حرف
زدن با دختر خالد ببینم زنده نمیگذارمش. (یا یه همچین چیزی)
-
دختر خالد را؟
-
نه احمق غلام تو را.
آخه
بیسواد. من با این عربی الکنم میدونم که ضمیر در عربی مونث و مذکر داره. (ـه و
ـها) تو کوفهی اون زمون هم که فارسی حرف نمیزدن. غلام یارو هم که مشخصاً مرده. (چون
بد تو نخ دخترهست). دختر خالد هم که لابد خب مونثه. دیگه این سوال (دختر خالد را؟)
رو پرسیدن چیه؟ خدایی اون دیالوگ امام علی و روز واقعه کجا این ...شرا که اینا
تحویل ملت میدن کجا.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 16:46 توسط مخ مشنگ |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1388 دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 آذر 1386 |
|
RSS
|